تبلیغات
ادبیات فارسی(زندگی نامه ی شاعران و نویسندگان ایران) - مطالب ابر ادبیات
قالب
تاریخ : پنجشنبه 5 بهمن 1396 | 04:50 ب.ظ | نویسنده : وحید احمدیان

1

تن‌ها یک بار

می‌توانست

در آغوشش کشند، 

و می‌دانست آن‌گاه

چون بهمنی فرو می‌ریزد

و می‌خواست

به آغوشم پناه آورد ،

نامش برف بود

تنش، برفی

قلبش از برف

و تپشش

صدای چکیدن برف

بر بام‌های کاهگلی

و من او را

چون شاخه‌ ای که زیر بهمن شکسته باشد

دوست می‌داشتم.

 

2

خوب من!

های،

خوب من!

باور کن چراغهای خیابان همه روشن بود

اگر چه با ارتعاش شرّابه‌‌ی الکل، آّبی و مست می‌سوختم.

-

سرعت

جنونی دیر‌تر از بزرگواری دستانت را

در ماه می‌پخت

تا همچنان که ترکه‌‌ی اندام ساقی، در نور سرگیجه‌‌ی ما می‌شکست،

مهتاب، یکباره خنجر‌ها را زبانه‌‌ی خورشید کند.

-

می‌توانستم ببینم

یک شعر تازه را

پیش پا‌هایم

کُشته‌ام

و دود از شب‌بو‌هایش می‌پیچد

و جدا می‌شود.

-

تمام شهر

پیش روی من بود

متروک‌تر از آوازی که به شب می‌سپردم

و خبر انتشار هیچ دستی

کِشوهای فریاد را

بیرون نکشیده بود

 


برچسب ها: بیژن الهی، شعر، ادبیات، ادبیات فارسی، زندگی نامه شاعران و نویسندگان، تن‌ها یک بار می‌توانست در آغوشش کشند، خوب من! های،

تاریخ : سه شنبه 21 دی 1395 | 05:54 ب.ظ | نویسنده : وحید احمدیان

و دیدم
كه دنیای زنی تنها
چمدانی بود پر از تصور دنیا:
حوله‌ای كه عكسِ گربه داشت، شیشه‌ی خالی عطر
خودنویس، عینك شكسته، شانه و سنجاق‌سر،
چند متر پارچه ...
او آرزوی شستن جوراب‌های مردی را داشت
كه هیچ‌وقت نیامده بود
آرزوی شستن ظرف‌هایی را داشت
كه مردِ نیامده در آن غذا خورده باشد
.....
اما هیچ وقت
زنی را ندیدم
كه برای تنهایی یك مرد
شعر گفته باشد. □


برچسب ها: علیرضا حسینی، شكست روایت، مجموعه شعر علیرضا حسینی شكست روایت، شعر سپید، ادبیات فارسی، ادبیات،

تاریخ : سه شنبه 16 تیر 1394 | 01:48 ب.ظ | نویسنده : وحید احمدیان

در خیالش قطار مردی بود، بی حیا بی لباس بی هر چیز

در خیالش عروس خواهد شد، توی هر كوپه كوپه آبستن

 

سارقانی كه دست می بردند، سیب سرخ از حصار بردارند

تكمه هایی كه حیف می مردند، روی دنیای زیر پیراهن

 

مردمانی كه توی پنجره ها  در پی هر چه لخت می گشتند

پیش چشمان گردشان اینك فرصتی داغ بود طعم بدن


برچسب ها: علیرضا آذر، ادبیات فارسی، شعر، شعر های علیرضا اذر، ادبیات،

تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394 | 01:08 ب.ظ | نویسنده : وحید احمدیان

 دلگیر بودم از خودم و دنیا ، دیگر چقدر ثانیه بشمارم
کاری مفید باید می کردم ، آتش زدم دوباره به سیگارم!

دنیای احمقانه ی ترسوها ، دنیای مترها و ترازوها
دنیا طویله ای ست ازین بوها ، حیران این فریفته بازارم

خندیدم و جنونزده ام خواندند ، سنگم زدند و از خودشان راندند
آن عاقلان که دوستشان دارم ، افتاده اند در پیِ آزارم

شعری نوشتم از دلِ پُر دردم ، دستی زدند و زندگی اش خواندند
مردان زبان گشوده به تحسینم ، زن هایشان شدند هوادارم!

در خاطرات شان همه من بودم، مداح هرچه سروِ چمن بودم
آنها به رختخوابِ پری رویان، من با غمی عمیق سر و کارم!

دیروز عشقِ دخترکان بودم؛ فردا مثالِ نقض زبان بودم
هرکس به هر طریق که عشقش بود، حلاج کرد وُ بُرد سرِ دارم!

شب های شعر خلع سلاحم کرد ، تشویق های کور تباهم کرد
یک روز سوژه ی «دگر اندیشان»،یک روز نُقلِ محفلِ دربارم!

مانند قصّه بال و پرم دادند،گفتند: حیف! «نشئه» و «زن باره» ست
لب می گزند و غمزده ای تنها، در ازدحام این همه غمخوارم


برچسب ها: مهدی فرجی، ادبیات و زبان فارسی، ادبیات، شعر،

تاریخ : شنبه 26 فروردین 1391 | 11:29 ق.ظ | نویسنده : وحید احمدیان

یک چیزهایی هست که نمی شود به دیگری فهماند ، نمی شود گفت ، آدم را

 مسخره می کنند . ( صادق هدایت )

نویسنده ی توانایی که هر نوجوانی شاید اسم او را به واسطه ی کتاب سفرهای

گالیور شنیده باشد . وی در 30 نوامبر سال 1667 میلادی در شهر دوبلین

پایتخت کشور ایرلند دیده به جهان گشود . پدر و مادر وی ایرلندی – انگلیسی

بودند . در مدرسه ی کیل و کالج ترینیتی دوبلین تحصیلاتش را ادامه داد و بعد

از آن بیشتر عمرش را درانگلستان و به خصوص در مور پارک استان سوری

 گذراند و دستیار ادبی سرویلیام تمپل شد و موفق به روابط صمیمانه با ایستر

جانسون برقرار کند و در همان سال ها نخستین هجویات خویش را تحت عنوان

 یک تغار و نبرد کتاب ها را به رشته ی تحریر درآورد و آنها را در سال 1704

 منتشر کرد . در سال 1710 و 1713 مجموعه نامه هایی را به ایسترجانسون به

 رشته ی تحریر درآورد که با عنوان نشریه به استلا جمع آوری کرد که در این

 نامه ها فعالیت سیاسی ویگها و وابستگی سویفت به حزب توری آشکار شد .

در سال 1713 به واسطه ی خدمات سیاسی اش به ریاست کلیسای سنت پاتریک

دوبلین منصوب شد . در سال 1720 به فعالیت های اجتماعی روی آورد و کتاب

 هایی را با نام نامه های پرده دوز و پیشنهاد متعادل را چاپ کرد .

سرانجام جاناتان سویفت در 19 اکتبر 1745 در زادگاهش دیده از جهان

 فرو بست .

از دیگر آثارهای وی می توان به :

گفتگوی مودبانه ، باشگاه هنگ ، خانم فرانسیس ، نامه های یک بزاز ،

 باران شهر و قصه لاوک ، اندیشه ی راجع به دسته های جارو اشاره کرد


پانوشت 1 : 25 فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری را گرامی می داریم

و قرار بر این بود که 25 فروردین بروز بشوم که بنا به دلایلی کنسل شد

حال برای این که به شاعر احترام بگذاریم و روزش را گرامی بداریم به معرفی

آثار عطار پسنده می کنیم :

1 ) منطق الطیر : این مثنوی که حدود 4600 بیت دارد مهم ترین و برجسته

 ترین مثنوی عطار و یکی از مشهورترین مثنوی های تمثیلی فارسی است .

و داستان گروهی است که مرغان برای جستجوی سیمرغ که پادشاه آنهاست به

 راهنمایی هد هد راه می افتند و هفت مرحله را پشت سر هم می گذرانند  و در

 هر مرحله یکی از مرغان از راه باز می مانند و سرانجام سی مرغ در جستجوی

 سیمرغ باقی می مانند و وقتی که به خود می نگرنند درمی یابند که سیمرغ در

 وجود خود آنهاست .

هفت مرحله ی سلوک عبارت است از : طلب ، عشق ، معرفت ، استغنا ، توحید

حیرت ، فقر و فنا

2 ) الهی نامه : که این منظومه شامل قصه هایی است گوناگون کوتاه مبتنی بر

گفت و شنود پدری با پسران جوان که بیهوده در جست وجوی چیزهایی برآمدند

که حقیقت آنها با آنچه عامه ی مردم از آنها می فهمند تفاوت دارد .

3 ) مصیبت نامه : از دیگر منظومه های مهم عطار ، مصیبت نامه است که در

بیان مصیبت ها و گرفتاری های روحانی سالک و مشتمل است و عطار خواننده

را توجه می دهد که فریفته ی ظاهر نشود و به واسطه ی ورای لفظ و ظواهر امر

به حقیقت و معنی اشیا پی ببرد

4 ) مختار نامه : که قالب آن رباعی و با موضوع عارفانه و فلسفی و تا حدودی

 با نگاه بدبینانه و طنز آمیز است .

5 ) تذکره الاولیا : که به سرگذشت و حکایت نود و هفت تن از اولیا و مشایخ

 تصوف است

پانوشت 2 : یک توصیه به کسانی که سیگار می کشند :

بگذارید لبهایتان نه بهتر بگویم ، غنچه ی لبهایتان مثل این متن سرخ بماند...


برچسب ها: ادبیات، زندگی نامه ی جاناتان سویفت، آثار جاناتان سویفت، روز بزرگداشت عطار نیشابوری، آثار عطار نیشابوری، هفت مرحله ی سلوک، صادق هدایت، ترک سیگار،

تاریخ : شنبه 12 فروردین 1391 | 01:13 ب.ظ | نویسنده : وحید احمدیان

هر ملتی که صفت حقیقت را نداشته باشد بهره از روزگار ندارد ( کمال الملک )

خواستم هفتم ، هشتم بروز بشم که به علت رفتن به شهرستان کنسل شد و موکول

شد به امروز که دوازدهم است و فردا هم روز طبیعت یا همان سیزدَ بِ دَ رِ

 خودمون انشالله که روز خوبی باشد... اصلا کل سال انشالله سال خوبی باشد

در این پست گلچینی از شعر های کوتاه قیصر امین پور را می گذارم  .

ساده

قطار می رود

تو می روی

تمام ایستگاه می رود

و من چقدر ساده ام

که سال های سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان

به نرده های ایستاده رفته

تکیه داده ام

خاطره

آیینه ها دچار فراموشی اند

و نام تو ورد زبان کوچه خاموشی

امشب

تکلیف پنجره

بی چشمان باز تو روشن نیست

با این همه...

با این همه

اما با این همه تقصیر من نبود

که با این همه...

با این همه امید قبولی

در امتحان ساده تو شدم

اصلا نه تو ، نه من

تقصیر هیچ کس نیست

از خوبی تو بود که من بد شدم

مرگ

ما در تمام عمر تو را در نمی یابیم

اما تو ناگهان همه را درمی یابی !

تو باور می کنی ؟

مرا به جشن تولد فرا خوانده بود

چرا سر از مجلس ختم درآوردم ؟ !

تلقین

این روزها که می گذرد

شادم

این روزها که می گذرد

شادم

که می گذرد

این روزها شادم که می گذرد

احوال پرسی

گفت : احوالت چطور است ؟

گفتمش : عالی است مثل حال گل !

حال گل در چنگ چنگیز مغول !

آرزو

امشب تمام حوصله ام را

در یک کلام کوچک

در ( تو )

خلاصه کردم

ای کاش

یک بار

تنها همین

یک بار

تکرار می شدی

تکرار...

خاطره

با گریه های یکریز

یکریز

مثل ثانیه های گریز

با روزهای ریخته

در پای باد

با هفته های رفته

با فصل های سوخته

با سال های سخت

رفتیم و

سوختیم و

فرو ریختیم

با اعتماد خاطره ی در یاد

اما آن اتفاق ساده نیفتاد

شعر بی دروغ

ما که این همه برای عشق

آه و ناله دروغ می کنیم

راستی چرا

در رثای بی شمار عاشقان

که بی دریغ

خون خویش را نثار عشق می کنند

از نثار یک دریغ هم

دریغ می کنیم ؟

انکار

از تمام رمز و رازهای عشق

جز همین سه حرف

جز همین سه حرف ساده ی میان تهی

چیز دیگری سرم نمی شود

من سرم نمی شود

ولی...

راستی دلم که می شود

...

مردم همه تو را به خدا سوگند می دهند

اما برای من

تو آن همیشه ای

که خدا را به تو سوگند می دهم

...

تمامی جنگل

بر جنازه ی خورشید

نماز می خواند

ولی زخیل درختان

به رغم باور باد

در این نماز جماعت

یکی به سجده نخواهد نهاد

سر بر خاک

پانوشت : چه خوش گفت محمد علی بهمنی :

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود


برچسب ها: ادبیات، شعر، قیصر امین پور، محمد علی بهمنی، کمال الملک،

تاریخ : یکشنبه 28 اسفند 1390 | 01:53 ب.ظ | نویسنده : وحید احمدیان

روزی فرا خواهد رسید که پس از قرن ها تحقیق چیزهایی که اکنون از انظار

پنهان است با سند و مدرک آشکار خواهد شد و آیندگان از این که ما به حقایقی

چنین آشکار پی نبرده ایم در شگفت خواهند ماند .

( گفتار سنکا در باب ستاره های دنباله دار به نقل از لاپلاس 1921-1825

صفحه ی 6 )

آگاتا مری کلاریسامیلر نویسنده ی نام آشنایی که او را شاید به واسطه ی داستان

-های جنایی خانم مارپل و کارآگاه پوآرو می شناسیم . این نویسنده ی توانا درسال

1890 میلادی در دون شایر منطقه ای که عموما داستان های وی آنجا اتفاق می

-افتاد دیده به جهان گشود .

ده سال بیشتر نداشت که پدرش را از دست داد . در همین سال ها بیشتر کتاب

-های جین استین(خالق کتاب غرور و تعص ) کونال دویل(خالق کتاب شرلوک

 هلمز) را خوانده بود . در سال 1914 میلادی با کلنل آرشیبالدکریستی یک

 اشراف زاده ی انگلیسی ازدواج کرد و در سال 1926 میلادی مادرش را از

 دست داد و در همان سال از شوهرش نیز جدا شد .

مدتی بعد در سال 1930 با سرماکس مالون زمین شناس و استاد دانشگاه

 آکسفورد ازدواج کرد . وی در ازدواج نخست خویش تجربه های زیادی را در

 رابطه با محیط اشرافی انگلستان به دست آورد و در زندگی با همسر دومش که

 یک باستان شناس نیز بود و آگاتا همراه او به سفر های متعددی به شرق زمین

 رفته و با آداب و رسوم زندگی آنها آشنا شد  

او از این مطالب و تجربه ها تاثیرات فراوانی می گرفت و بعد از آن شروع به

 نوشتن داستان های جنایی کرد که در واقع می توان گفت وی دنباله روی

 کارهای پلیسی کونان دویل بود که این کار را با روش تازه تر ادامه می داد .

وی متجاوز به 60 اثر جاودان از خود به یادگار نهاد که قهرمان اصلی او در

 این آثار اغلب پیرزنی انگلیسی به نام جین مارپل و یک کارآگاه بلژیکی به

 نام هرکول پوآرو بودند .

 آگاتا کریستی علاوه بر داستان های جنایی در نمایش نویسی نیز دستی توانا

داشت واز معروف ترین آثارهای وی می توان به تله موش اشاره کرد که بعد

 از آن به آگاتا لقب ملکه ی جنایت را دادند.

وی زمانی که 44 سال داشت زیبا ترین داستانش را قتل در قطار سریع السیر

 شرق به رشته ی تحریر درآورد .

علاوه بر داستان جنایی وی داستان های رمانتیک می نوشت مثل در بهاران از

تودورم را می توان نام برد .

وی برای آثار رمانتیکش نام مستعار مری وس مارکوت استفاده می کرد .

سرانجام این ملکه ی جنایی نویس در سال 1976 میلادی دیده به جهان فرو بست

پانوشت یک : انشالله سالی باشد که قدر بودن یک دیگر را بدانیم و به هم احترام 

 بگذاریم .

پانوشت دو : سید مهدی موسوی عزیزم وبلاگ خودش را افتتاح کرد

وبلاگ جدید سید مهدی موسوی


برچسب ها: ادبیات، زندگی نامه ی آگاتا کریستی، وبلاگ جدید سید مهدی موسوی،

تاریخ : شنبه 13 اسفند 1390 | 04:23 ب.ظ | نویسنده : وحید احمدیان

تصمیم بر این است که این پست را راجع به مکتب رمانتیسم بپردازیم .

کسی که درصد ارایه تعریفی از رمانتیسم برآید به کاری مخاطره آمیز دست

زده که بسیاری کسان را ناکام گذرانده است . این هشدار را ای بی بورگام

در سال 1941 در مجله ی کنیون ریویو در باب رمانتیسم به ما می دهد

اما این هشدار منتقدان را دست از کوشش برای تعریفی از رمانتیسم بر 

نداشته است . که تعریف آنها به شکل زیر است :

رمانتیسم بیماری است  ، کلاسیم سلامتی است ( گوته )

خلق و خوی کلاسیک ، گذشته را مورد مطالعه قرار می دهد ، رمانتیک

بدان توجهی ندارد ( شلینگ )

رمانتیسم در هر زمانی هنر روز است و کلاسیسیم هنر روز قبل است

( استاندال )

آزاد سازی سطوح ناخودآگاه ذهن یک رویای مستی بخش در حالی که کلاسیک

 عبارت است از سلطه ی ذهن خود آگاه ( لوکاس )

پرستش پدیده های کهن و منسوخ ( جفری اسکات )

در بین سخنان این بزرگان میتوان رمانتیسم را تعریف کرد حال به توضیح

 دقیق تر آن می پردازیم

شعر رمانتیک شعری پیشرو و جهانی است و صرفا در پی آن نیست که انواع

جداگانه ی شعر را از نو با یکدیگر همراه کند و شعر را با فلسفه و بلاغت و

 خطاب پیوند دهد بلکه علاوه بر اینها شعر رمانتیک باید شعر و نثر نبوغ و

نقد ادبی و شعر هنری و شعر طبیعی را در هم آمیزد و آنها را یگانگی دهد

باید شعر را زنده پرشور و اجتماعی کند و زندگی و اجتماع را شاعرانه

گرداند . باید ذکاوت و قریحه ای که همه چیز را به شعر تبدیل می کند قالبها

و صورت های هنری را با محتوایی ارزشمند و متنوع پر و سرشار گرداند

و تمامیت این صورت و محتوا در پرتو جوشش وغلیان طبعی شاداب و زیرک

که همه چیز را بازیچه ی خود قرار می دهد از زندگی و نشاط آکنده شود .

شعر رمانتیک هر چیز شاعرانه ای را در آغوش می گیرد و می پذیرد .

از عظیم ترین و شگفت ترین نظام های پیچیده ی هنری تا آه و حسرت

و ترکیبی از غم و شادی عظمت و نکبت و بزرگی و پستی ....

شعر رمانتیک به تنهایی قادر است همچون حماسه به آینه ای برای تمام

 جهان تبدیل شود و تصویری از کل یک دوره ارائه دهد . این شعر در

عین حال فارغ از همه ی دلبستگی ها  و مصلحت اندیشی های واقعی یا

آرمانی می تواند سوار بر بالهای تامل شاعرانه در میان توصیف شده و

توصیف کننده یا شاعر و موضوع شعر شناور و رها باشد و دائما این

تامل و اشراق را عمیق تر کند و آن را همچو تصویری که در مجموعه ای

از آینه های بی پایان منعکس شده است تا بی نهایت افزایش دهد .

  میپردازیم به رمانتیک های آلمان و انگلستان و فرانسه به ترتیب تاریخی

آلمان : رمانتیک های آلمان به دو دسته تقسیم می شود که به نام رمانتیک های

اولیه و رمانتیک های بزرگ شناخته میشوند دسته ی اخیر را گاه رمانتیک های

جوان نامیده اند . رمانتیک های اولیه آلمان نخستین گروه رمانتیک اروپایی به

 شمار می روند و از سال 1797 تا سالهای آغازین قرن نوزدهم فعالیت داشتند

مرکز اصلی این گروه برای مدتی شهر برلین بود سپس در شهر کوچک و

دانشگاهی ینا استقرار یافتند و به همین خاطر به رمانتیک های ینا معروف شدند

ویلهلم شگل و برادرش فریدریک بنیان گذاران مکتب رمانتیک در آلمان بودند

عمده ترین نظرات ویلهلم در سلسله درس های او در باب نمایش و هنر های

زیبا ارائه شده است

انگلیس : علی رغم تلاشهایی که از سوی برخی منتقدان پیشین صورت گرفته

رمانتیک های انگلیس را نمی توان به اندازه ی رمانتیک های آلمان و حتی

فرانسه به طورمنظم تقسیم بندی کرد . هر فورد در کتاب عصر وردزورث

تقسیم بندی زیر را پیشنهاد کرده است :

اول : گروه وردزورث که مرکز اصلی آن استووی و گراس مر بوده و کسانی

چون کالریج کراب و کلار در آن مشارکت داشتند خصوصیت برجسته ی این

گروه تاکیدی است که بر هماهنگی و سازگاری میان طبیعت و انسان

دوم : گروه اسکات شامل کسانی چون کمبل مور و ساوثی می شود این گروه

توجه خود را به فرهنگ و ادب قرون وسطا و فرهنگ عامه ی نواحی مرزی

و دور افتاده ی کشور و خصوصا اسکاتلند معطوف کرده بودند و بسیار پای بند

به سنت بودند

سوم : گروه شلی و افراد جهان وطنی چون بایرون و کیتس بدان تعلق دارند

کسانی که در ایتالیا و یونان نیز به اندازه ی میهن خود احساس آرامش می کردند

و خصوصیات بارزشان شور و حرارتی است که در پافشاری ئ تاکید بر آزادی

 و زیبایی از خود نشان می دهند.

 فرانسه :

رمانتیک های فرانسه از لحاظ زمانی دیرتر از رمانتک های آلمان و انگلیس

 ظهور کردنده اند .

نخستین مجموعه اشعار با حال و هوای جدید یعنی تاملات شاعرانه

لامارتین در سال 1920 منتشر شد


یک خبر تلخ و گریه آور :

وبلاگ سید مهدی موسوی فیلتر شد...!


برچسب ها: ادبیات، رمانتیسم،

  • پ
  • سوء زن
  • ضایعات