چو گلدان خالی لب پنجره ، پر از خاطرات ترك خورده ایم.....

نگارش در تاریخ پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 توسط وحید احمدیان

دموکراسی در رای شماری معلوم می شود نه در رای گیری ( استاپارد )

آنتوان چخوف داستان سرای روسی در سال 1860 در تاگانروک روسیه

به دنیا آمد در سال 1871 پدرش که کارمند امور بازارگانی بود با خانواده

اش به مسکو رفتند ولی آنتوان را در تاگانروک تنها گذاشتند تا تحصیلاتش

را به پایان برساند و خرج خود را از طریق تدریس درآورد وی موفق

به گرفتن بورس تحصیلی در دانشگاه پزشکی مسکودر سال 1875 شد

او به سفارش برادرش شروع به نوشتن داستان هایی کوتاه برای مجلات

فکاهی کرد و در سال 1880 اولین داستانش در مجله فکاهی سنجاقک

منتشر کرد و نخستین داستان جدی خود را به نام های بانوی قصر و گل

های دیر شگفته در سال 1882 نوشت و در سال 1884 در 24 سالگی

 درجه دکترای طب را گرفت .

وی با گذراندن زمانی اندک در زمره ی معروفترین نویسندگان قرار گرفت

بعد از به اتمام رساندن تحصیلاتش به طبابت مشغول شد و اکثر بیمارانش

 از قشر فقیر جامعه بودند . در همین سال به بیماری سل که در خانواده اش

سابقه داشت مبتلا گردید .

موضوع بیشتر داستان های وی زندگی مردم طبقه متوسط روسیه بود او

در فاصله سال های 1884 – 1882 بیش ار 300 داستان کوتاه به رشته ی

تحریر درآورد و در همین سال ها برای مجله ی رسمی پترزبورگ نیز

داستان می نوشت . بعد از آن در سال 1885 به سن پترزبورک رفت و

در ان زمان با نام مستعار داستان هایش را می نوشت ولی در سال

1886 دیمتری گریگوریچ به او نامه ای نوشت و به او توصیه کرد که با

 نام اصلی خودش داستان هایش را چاپ کند . در سال 1886 برخی از

 داستان های او به صورت کتاب به نام داستان های رنگارنگ به چاپ

رسید . مشهورترین داستان های کوتاهش به عنوان گروهبان پریشفت

شکارچی و اندوه در این مجله به چاپ رسید . در سال 1901 با یک

هنر پیشه به نام اولگا کنیپر ازدواج کرد و در سال 1900 عضو

افتخاری فرهنگستان علوم روسیه گردید ولی 2 سال بعد با مخالفت

تزار با انتخاب گورکی در فرهنگستان استعفا داد . سرانجام در سال

1904 او از پا افتاد و همسرش او را به آسایشگاه های جنوب آلمان

برد تا بتوان سلامتی خود را به دست آورد ولی بی فایده بود و درهمان

 سال دار فانی را وداع گفت . از آثار وی می توان به :

استپ،هنگام سحر،زنگ ها،خرس،شیطان جنگل،جشن سالانه،سه خواهر،

ایوانف،در میان گودال،داستان یک هنرمند،شوهر،تمشک،مرد زود رنج،

خواب آلود،انسان در غلاف،دکتر بی مریض،گم گشته ها، دوازده ماه و

مرغ نوروزی اشاره کرد

پانوشت: نمایش نظر سنجی فعال شده است و تعداد آراء جالب شده

جهت نمایش به یکی از از شاعران مورد علاقه رای بدهید





برچسب ها: آنتوان چخوف، آثار آنتوان چخوف، استاپارد، دموکراسی،


نگارش در تاریخ شنبه 26 فروردین 1391 توسط وحید احمدیان

یک چیزهایی هست که نمی شود به دیگری فهماند ، نمی شود گفت ، آدم را

 مسخره می کنند . ( صادق هدایت )

نویسنده ی توانایی که هر نوجوانی شاید اسم او را به واسطه ی کتاب سفرهای

گالیور شنیده باشد . وی در 30 نوامبر سال 1667 میلادی در شهر دوبلین

پایتخت کشور ایرلند دیده به جهان گشود . پدر و مادر وی ایرلندی – انگلیسی

بودند . در مدرسه ی کیل و کالج ترینیتی دوبلین تحصیلاتش را ادامه داد و بعد

از آن بیشتر عمرش را درانگلستان و به خصوص در مور پارک استان سوری

 گذراند و دستیار ادبی سرویلیام تمپل شد و موفق به روابط صمیمانه با ایستر

جانسون برقرار کند و در همان سال ها نخستین هجویات خویش را تحت عنوان

 یک تغار و نبرد کتاب ها را به رشته ی تحریر درآورد و آنها را در سال 1704

 منتشر کرد . در سال 1710 و 1713 مجموعه نامه هایی را به ایسترجانسون به

 رشته ی تحریر درآورد که با عنوان نشریه به استلا جمع آوری کرد که در این

 نامه ها فعالیت سیاسی ویگها و وابستگی سویفت به حزب توری آشکار شد .

در سال 1713 به واسطه ی خدمات سیاسی اش به ریاست کلیسای سنت پاتریک

دوبلین منصوب شد . در سال 1720 به فعالیت های اجتماعی روی آورد و کتاب

 هایی را با نام نامه های پرده دوز و پیشنهاد متعادل را چاپ کرد .

سرانجام جاناتان سویفت در 19 اکتبر 1745 در زادگاهش دیده از جهان

 فرو بست .

از دیگر آثارهای وی می توان به :

گفتگوی مودبانه ، باشگاه هنگ ، خانم فرانسیس ، نامه های یک بزاز ،

 باران شهر و قصه لاوک ، اندیشه ی راجع به دسته های جارو اشاره کرد


پانوشت 1 : 25 فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری را گرامی می داریم

و قرار بر این بود که 25 فروردین بروز بشوم که بنا به دلایلی کنسل شد

حال برای این که به شاعر احترام بگذاریم و روزش را گرامی بداریم به معرفی

آثار عطار پسنده می کنیم :

1 ) منطق الطیر : این مثنوی که حدود 4600 بیت دارد مهم ترین و برجسته

 ترین مثنوی عطار و یکی از مشهورترین مثنوی های تمثیلی فارسی است .

و داستان گروهی است که مرغان برای جستجوی سیمرغ که پادشاه آنهاست به

 راهنمایی هد هد راه می افتند و هفت مرحله را پشت سر هم می گذرانند  و در

 هر مرحله یکی از مرغان از راه باز می مانند و سرانجام سی مرغ در جستجوی

 سیمرغ باقی می مانند و وقتی که به خود می نگرنند درمی یابند که سیمرغ در

 وجود خود آنهاست .

هفت مرحله ی سلوک عبارت است از : طلب ، عشق ، معرفت ، استغنا ، توحید

حیرت ، فقر و فنا

2 ) الهی نامه : که این منظومه شامل قصه هایی است گوناگون کوتاه مبتنی بر

گفت و شنود پدری با پسران جوان که بیهوده در جست وجوی چیزهایی برآمدند

که حقیقت آنها با آنچه عامه ی مردم از آنها می فهمند تفاوت دارد .

3 ) مصیبت نامه : از دیگر منظومه های مهم عطار ، مصیبت نامه است که در

بیان مصیبت ها و گرفتاری های روحانی سالک و مشتمل است و عطار خواننده

را توجه می دهد که فریفته ی ظاهر نشود و به واسطه ی ورای لفظ و ظواهر امر

به حقیقت و معنی اشیا پی ببرد

4 ) مختار نامه : که قالب آن رباعی و با موضوع عارفانه و فلسفی و تا حدودی

 با نگاه بدبینانه و طنز آمیز است .

5 ) تذکره الاولیا : که به سرگذشت و حکایت نود و هفت تن از اولیا و مشایخ

 تصوف است

پانوشت 2 : یک توصیه به کسانی که سیگار می کشند :

بگذارید لبهایتان نه بهتر بگویم ، غنچه ی لبهایتان مثل این متن سرخ بماند...




برچسب ها: ادبیات، زندگی نامه ی جاناتان سویفت، آثار جاناتان سویفت، روز بزرگداشت عطار نیشابوری، آثار عطار نیشابوری، هفت مرحله ی سلوک، صادق هدایت، ترک سیگار،


نگارش در تاریخ شنبه 12 فروردین 1391 توسط وحید احمدیان

هر ملتی که صفت حقیقت را نداشته باشد بهره از روزگار ندارد ( کمال الملک )

خواستم هفتم ، هشتم بروز بشم که به علت رفتن به شهرستان کنسل شد و موکول

شد به امروز که دوازدهم است و فردا هم روز طبیعت یا همان سیزدَ بِ دَ رِ

 خودمون انشالله که روز خوبی باشد... اصلا کل سال انشالله سال خوبی باشد

در این پست گلچینی از شعر های کوتاه قیصر امین پور را می گذارم و تقدیم

 می کنم به سرکار خانم مرضیه پوربافرانی که عاشق قیصر و شعرهایش هستند .

ساده

قطار می رود

تو می روی

تمام ایستگاه می رود

و من چقدر ساده ام

که سال های سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان

به نرده های ایستاده رفته

تکیه داده ام

خاطره

آیینه ها دچار فراموشی اند

و نام تو ورد زبان کوچه خاموشی

امشب

تکلیف پنجره

بی چشمان باز تو روشن نیست

با این همه...

با این همه

اما با این همه تقصیر من نبود

که با این همه...

با این همه امید قبولی

در امتحان ساده تو شدم

اصلا نه تو ، نه من

تقصیر هیچ کس نیست

از خوبی تو بود که من بد شدم

مرگ

ما در تمام عمر تو را در نمی یابیم

اما تو ناگهان همه را درمی یابی !

تو باور می کنی ؟

مرا به جشن تولد فرا خوانده بود

چرا سر از مجلس ختم درآوردم ؟ !

تلقین

این روزها که می گذرد

شادم

این روزها که می گذرد

شادم

که می گذرد

این روزها شادم که می گذرد

احوال پرسی

گفت : احوالت چطور است ؟

گفتمش : عالی است مثل حال گل !

حال گل در چنگ چنگیز مغول !

آرزو

امشب تمام حوصله ام را

در یک کلام کوچک

در ( تو )

خلاصه کردم

ای کاش

یک بار

تنها همین

یک بار

تکرار می شدی

تکرار...

خاطره

با گریه های یکریز

یکریز

مثل ثانیه های گریز

با روزهای ریخته

در پای باد

با هفته های رفته

با فصل های سوخته

با سال های سخت

رفتیم و

سوختیم و

فرو ریختیم

با اعتماد خاطره ی در یاد

اما آن اتفاق ساده نیفتاد

شعر بی دروغ

ما که این همه برای عشق

آه و ناله دروغ می کنیم

راستی چرا

در رثای بی شمار عاشقان

که بی دریغ

خون خویش را نثار عشق می کنند

از نثار یک دریغ هم

دریغ می کنیم ؟

انکار

از تمام رمز و رازهای عشق

جز همین سه حرف

جز همین سه حرف ساده ی میان تهی

چیز دیگری سرم نمی شود

من سرم نمی شود

ولی...

راستی دلم که می شود

...

مردم همه تو را به خدا سوگند می دهند

اما برای من

تو آن همیشه ای

که خدا را به تو سوگند می دهم

...

تمامی جنگل

بر جنازه ی خورشید

نماز می خواند

ولی زخیل درختان

به رغم باور باد

در این نماز جماعت

یکی به سجده نخواهد نهاد

سر بر خاک

پانوشت : چه خوش گفت محمد علی بهمنی :

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود




برچسب ها: ادبیات، شعر، قیصر امین پور، محمد علی بهمنی، کمال الملک،


نگارش در تاریخ یکشنبه 28 اسفند 1390 توسط وحید احمدیان

روزی فرا خواهد رسید که پس از قرن ها تحقیق چیزهایی که اکنون از انظار

پنهان است با سند و مدرک آشکار خواهد شد و آیندگان از این که ما به حقایقی

چنین آشکار پی نبرده ایم در شگفت خواهند ماند .

( گفتار سنکا در باب ستاره های دنباله دار به نقل از لاپلاس 1921-1825

صفحه ی 6 )

آگاتا مری کلاریسامیلر نویسنده ی نام آشنایی که او را شاید به واسطه ی داستان

-های جنایی خانم مارپل و کارآگاه پوآرو می شناسیم . این نویسنده ی توانا درسال

1890 میلادی در دون شایر منطقه ای که عموما داستان های وی آنجا اتفاق می

-افتاد دیده به جهان گشود .

ده سال بیشتر نداشت که پدرش را از دست داد . در همین سال ها بیشتر کتاب

-های جین استین(خالق کتاب غرور و تعص ) کونال دویل(خالق کتاب شرلوک

 هلمز) را خوانده بود . در سال 1914 میلادی با کلنل آرشیبالدکریستی یک

 اشراف زاده ی انگلیسی ازدواج کرد و در سال 1926 میلادی مادرش را از

 دست داد و در همان سال از شوهرش نیز جدا شد .

مدتی بعد در سال 1930 با سرماکس مالون زمین شناس و استاد دانشگاه

 آکسفورد ازدواج کرد . وی در ازدواج نخست خویش تجربه های زیادی را در

 رابطه با محیط اشرافی انگلستان به دست آورد و در زندگی با همسر دومش که

 یک باستان شناس نیز بود و آگاتا همراه او به سفر های متعددی به شرق زمین

 رفته و با آداب و رسوم زندگی آنها آشنا شد  

او از این مطالب و تجربه ها تاثیرات فراوانی می گرفت و بعد از آن شروع به

 نوشتن داستان های جنایی کرد که در واقع می توان گفت وی دنباله روی

 کارهای پلیسی کونان دویل بود که این کار را با روش تازه تر ادامه می داد .

وی متجاوز به 60 اثر جاودان از خود به یادگار نهاد که قهرمان اصلی او در

 این آثار اغلب پیرزنی انگلیسی به نام جین مارپل و یک کارآگاه بلژیکی به

 نام هرکول پوآرو بودند .

 آگاتا کریستی علاوه بر داستان های جنایی در نمایش نویسی نیز دستی توانا

داشت واز معروف ترین آثارهای وی می توان به تله موش اشاره کرد که بعد

 از آن به آگاتا لقب ملکه ی جنایت را دادند.

وی زمانی که 44 سال داشت زیبا ترین داستانش را قتل در قطار سریع السیر

 شرق به رشته ی تحریر درآورد .

علاوه بر داستان جنایی وی داستان های رمانتیک می نوشت مثل در بهاران از

تودورم را می توان نام برد .

وی برای آثار رمانتیکش نام مستعار مری وس مارکوت استفاده می کرد .

سرانجام این ملکه ی جنایی نویس در سال 1976 میلادی دیده به جهان فرو بست

پانوشت یک : انشالله سالی باشد که قدر بودن یک دیگر را بدانیم و به هم احترام 

 بگذاریم .

پانوشت دو : سید مهدی موسوی عزیزم وبلاگ خودش را افتتاح کرد

وبلاگ جدید سید مهدی موسوی




برچسب ها: ادبیات، زندگی نامه ی آگاتا کریستی، وبلاگ جدید سید مهدی موسوی،

 
 
 
( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...