تبلیغات
ادبیات فارسی(زندگی نامه ی شاعران و نویسندگان ایران) - مطالب هفته سوم خرداد 1391
قالب
تاریخ : دوشنبه 15 خرداد 1391 | 08:09 ب.ظ | نویسنده : وحید احمدیان

بین آن کسی که بی سواد است و توانایی خواندن ندارد و آن کسی که مطالعه

نمی کند تفاوت چندانی وجود ندارد (جیم ران)

آمبولانس باید برود

دختر با چشمانی مهتابی از طبقه ی هشتم خود را به حیاط خلوت پرتاب کرد

ساعت ده صبح بود-سماور می جوشید-درانتظار یک فنجای چای بودم-

دخترک در انتظار مرگ بود که بیاید.بلیط ورود به جهان دیگر را مرگ پاره

کند تا دخترک به جهانی دیگر پا بگذارد.همسرم سراسیمه آمد که بیا-پدر با

گیسوان سفید ضجه می کند.-بیا-پنجره را گشودم زن همسایه بر جنازه ی

 دخترک پارچه ای را انداخته بود-پارچه گل های قرمز مرده داشت پارچه

 کهنه بود دخترک جوان بود-جنازه بر آفتاب بی رحم تابستان مانده بود چه

بگویم-نفسم-یاری نمی کرد-جهان هستی و نیستی عشق-خوشه های انگور-

انجیر کال-خرگوشان سفید-عروسان پا به ماه-ترانه های ماتم-لبان خاموش

 و بی حاصل-گندم های سبز و زرد در زیر پارچه های گلدار همسایه به

 آمبولانس منتقل یافت دخترک و پارچه های گلدار به آمبولانس منتقل شدند

در آمبولانس جنازه ی دیگری بود دخترک خبر نداشت گیسوان سفید پدر

ناگهان سیاه شدند پدر جوان شده بود دیگر ضجه نمی کرد،لبخند بر لب

 داشت آمبولانس باید برود


برچسب ها: محمد رضا احمدی، شعر، ادبیات فارسی، جیم ران،

  • پ
  • سوء زن
  • ضایعات