تبلیغات
ادبیات فارسی(زندگی نامه ی شاعران و نویسندگان ایران) - نادر نادر پور
قالب
تاریخ : شنبه 5 بهمن 1392 | 03:34 ب.ظ | نویسنده : وحید احمدیان

خورشید باش که اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی ... ( زردشت )

گریخته

در عطر بوسه های تو ، ای تشنه ی گناه

ای زن، زنی که طاقتم از کف ربوده ای !

آن روز های خوب خدا زنده می شود

آن روز ها که چشمه ی نورش تو بوده ای

 

آن روز ها که ساقه ی مژگان نرم تو

خم می شد از نسیم نفسهای گرم من

بر غنچه ی درشت لبت شبنمی نبود

جز بوسه ی گناه من و اشک شرم من

 

ای کاش آفتاب  و درختان و روزها

از مرگ عشق ما همه دیوانه می شدند

مرغان عاشقی که مرا با تو دیده اند

چون ما ز هم رمیده و بیگانه می شدند

 

بازآ که گر نگاه تو رنگ خزان گرفت

در چشم من بهار فریبنده ای هنوز

چشم تو آبی سربی دریاست کافتاب

در آن ندیده روشنی خنده ای هنوز !

 

خواب تو ، خواب صبح بهاری که نرم نرم

با لای لای باد سحر می ربائی ام

یا عطر یاسهای بنفشی که شامگاه

راهی به سرزمین هوس می گشائی ام

 

من شعر دلکشم، تو سرود لطیف ساز

بگذار تا یکی شود این شعر و آن سرود

بگذار تا سرود تو پیچد به شعر من

بگذار تا شراره درافتد میان دود

 

بگذار تا نگاه تو چون نور آفتاب

هر صبح ، گرد نقره بپاشد به بسترم

بگذار تا دمیدن خورشید صبح را

در آبگیر چشم کبود تو بنگرم

 

آری ، بیا که در دل من ، در خیال من

آن آرزوی وحشی گیرنده ای هنوز

گر آفتاب چشم تو رنگ خزان گرفت

در چشم من بهار پر از خنده ای هنوز

 

                            تهران-31 فروردین ماه 1335

 


برچسب ها: نادر نادر پور، گریخته، شعر، ادبیات فارسی، شعر نادر نادر پور،

  • پ
  • سوء زن
  • ضایعات